مقاله ها -
شعر ها -
معرفی کتاب -
مطالب دیگر -
آرشیو مطالب -
August 2014
July 2014
May 2014
April 2014
February 2014
September 2013
August 2013
May 2013
March 2012
February 2012
December 2011
November 2011
September 2011
August 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
January 2010
June 2005
October 2004
June 2004
April 2004
August 2000
پیوندها -
محمد آصف فکرت
عبدالله سمندر غوریانی
پیوند عمر
دکتر اسدالله حبیب
بی صدایی صدای دریاهاست
گلنار و آیینه
تاریخ و ادبیات
تا ساغری باقیست
حس مشترک
خراسانیات
محمد کاظم کاظمی
باغچار
کار کلمه
نورالله وثوق
و آفتاب نمی میرد...
شهرنوش
در خیابان های خواب و خاطره

روز پنج شنبه گذشته، جلسه نقد کتاب «خاطرات سیاسی جنرال عبدالقادر در گفتگو با دکتر پرویز آرزو» در دفتر انستیتوت مطالعات استراتیژیک افغانستان یا همان قلعۀ فکر داکتر صاحب مرادیان برگزار شده بود.
جناب استاد خلیل رومان از دوستان سابق جنرال قادر خان و جناب حفیظ منصور از پژوهشگران جهادی، با مطالعه و بررسی قبلی، به نقد این کتاب پرداختند.
هر دو محقق نقد منصفانه‏ی از این کتاب داشتند. ابتدا خوبی های آن را برشمردند که شیوۀ نگارش کتاب به شکل گفتگوی رو در رو، عریانی کلام گوینده، شرح زندگی فقیرانۀ گوینده در ابتدای کتاب و شرح برخی ماجراها با جزئیات از آن جمله می‏باشد.
آقای منصور در ابتدای نقد خویش تصریح نمود که وارد بحث های ایدئولوژیک نمی‏شود و به خوبی‏ها و بدی‏های حوادث کاری ندارد. وی صرفاً از جهت تاریخی، حوادثی که در خاطره های جنرال صاحب قادر خان مطرح می‏شود را با حقایق تاریخی مقایسه می‏کند. به گونۀ مثال آقای منصور گفت که جنرال صاحب در این کتاب گفته است که قیام 24 حوت هرات بعد از آمدن روسها (6 جدی 1358) اتفاق افتاد؛ در حالی که این قیام، ده ماه قبل از آمدن روسها یعنی در حوت 1357 برپا شده بود. عنوان کردن قیام 3 حوت کابل نیز با تاریخ آن مطابقت ندارد.
در این کتاب، قادر خان از عضویت خود به کا،جی، بی چیزی نمی گوید در حالی که برخی کتابهای دیگری که چاپ شده است، لیست اعضای کا، جی، بی را افشا کرده اند و در بین آنها دگروال عبدالقادر به نام مستعار عثمان در آن جا آمده است. حفیظ منصور مدعی گردید که بیشتر وقایع این کتاب پیرامون حوادث کودتای هفت ثور می‏چرخد، در حالی که جنرال قادر خان از پنج سال پست وزارت دفاع خود که چه کارهای کرده است صحبت چندانی به میان نمی‏آورد. قادر خان در این کتاب به نامه‏یی اشاره می‏کند که برای احمد شاه مسعود فرستاده است و مدعی است که در آن با ملاطفت صحبت گردیده و قادر خان از همکاری دو طرف در آن اشاره کرده است. آقای منصور کاپی نامه را از بین اسناد خویش بیرون می‏ آورد و نشان می‏دهد که در این نامه با لحن تهدیدآمیزی صحبت گردیده که خلاف ادعای قادر خان را ثابت می‏کند و مطالب دیگری از این دست که توسط آقای رومان نیز به آن اشاره شد.
البته هیچ اثری از اشتباه تهی نیست؛ و برای کتابی که نزدیک به پنجصد صفحه دارد و همه حوادث شفاهی را بیان می‏دارد و حد اقل پنجصد نکتۀ قابل توجه را مطرح می‏کند، ذکر ده پانزده مورد ایراد امریست بدیهی و از کیفیت کتاب نمی‏کاهد. و این موارد می‏تواند در چاپ بعدی اصلاح گردد.
از آن جایی که جنرال صاحب قادر خان این خاطرات را در سن بالا شرح داده است، این احتمال که در برخی موارد حافظه یاری ننموده باشد بسیار محتمل به نظر می‏رسد. از جانبی نگارندۀ کتاب (دکتر پرویز آرزو) نیز از جوانانی است که بعد از هفت ثور به دنیا آمده و خود شخصاً این حوادث را به خاطر ندارد و از قضا به تاریخ حوادث دقت نشده و به کتاب «روزشمار وقایع افغانستان» نوشتۀ «حامد علمی» یا برخی سایت ها مانند «افغان پیپر» یا سایت «پژوهش‏سرای تاریخ افغانستان» نیز مراجعه نکرده است.
به هر حال این کتاب می تواند به بسیاری از پرسشهای تاریخ معاصر پاسخ دهد و با داشتن اشکالاتی از این دست بازهم برای پژوهشگران و تاریخ‏نگاران امروز موثر و مفید واقع شود.