مقاله ها -
شعر ها -
معرفی کتاب -
مطالب دیگر -
آرشیو مطالب -
August 2014
July 2014
May 2014
April 2014
February 2014
September 2013
August 2013
May 2013
March 2012
February 2012
December 2011
November 2011
September 2011
August 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
January 2010
June 2005
October 2004
June 2004
April 2004
August 2000
پیوندها -
محمد آصف فکرت
عبدالله سمندر غوریانی
پیوند عمر
دکتر اسدالله حبیب
بی صدایی صدای دریاهاست
گلنار و آیینه
تاریخ و ادبیات
تا ساغری باقیست
حس مشترک
خراسانیات
محمد کاظم کاظمی
باغچار
کار کلمه
نورالله وثوق
و آفتاب نمی میرد...
شهرنوش
در خیابان های خواب و خاطره

کشف المحجوب کتابی است تاریخی، علمی و ادبی و زبان وی نیز زبان فارسی دری است؛ هر چند که کلام عرب در آن به وفور قابل مشاهده می باشد تا حدی که همۀ عنوان ها به عربی آمده است و در نگاه اولیه، خواننده گمان نمی برد که با کتابی فارسی مواجه گردیده است.
آن چه در ابتدای این مطلب می توان گفت اینست که صاحب این اثر، خودش را الشیخ علی بن عثمان بن ابی علی الجلابی، ثم هجویری رضی الله و عنه خوانده است. زادگاه وی قریۀ هجویر، از توابع ولایت غزنه در افغانستان می باشد و از جملۀ عالمان و عارفان سدۀ پنجم هجری قمری به شمار می¬آید.
علامه حبیبی دانشمند معاصر افغانستان می نویسد: «شیخ علی بن سید عثمان هجویری غزنوی که لاهوریانش، داتا گنج بخش خوانند و تألیفاتی متعدد از قبیل کشف المحجوب به دری و عربی دارد، شالودۀ خیر و صلاح و عرفان را در لاهور نهاده و هم درین شهر بعد از ( 480ق/1088م) درگذشت».1
کشف¬المحجوب کتابی است که در تاریخ ادب و عرفان فارسی دری بی نظیر و یا حد اقل کم نظیر بوده است. هر چند که مؤلف، کتاب های دیگری نیز داشته، ولی جز از این کتاب آثار دیگر هجویری از گزند حوادث محفوظ نمانده و به ما نرسیده است. چناچه خود گوید: «و من پیش از این، کتب ساختم اندر این معنی، جمله ضایع شد و مدعیان کاذب بعضی سخن از آن مر صید خلق را برچیدند و دیگر بشستند و ناپایدار کردند». 2
کسانیکه نگارش متن کتاب کشف المحجوب را با کتاب های مشابه و همعصر آن مقایسه نمودند، ایجاز نثر هجویری را ستوده اند. مزید بر آن نثر کتاب، مرسل و متین بوده و در برخی موارد با صنایع ادبی از جمله تسجیع آراسته می-باشد. «و اندر حقیقت دوستی هیچ چیز خوشتر از ملامت نیست؛ از آن که ملامت دوست را بر دل دوست اثر نباشد و دوست را جز بر سر کوی دوست گذر نباشد، و اغیار را بر دل دوست خطر نباشد». 3
کشف¬المحجوب دومین کتاب فارسی در باب تصوف و احوال صوفیه می¬باشد. قبل از آن کتابی به نام «شرح تعرُّف» 4 از اسماعیل بخاری وجود داشته است و کشف المحجوب اولین تذکره در بین 61 تذکرۀ فارسی در دوران حاکمیت های اسلامی و فارسی زبان درهند می باشد. 5 مؤلف کتابش را با مقدمه یا بهتر بگوییم دیباچه ی بسیار زیبا و منحصر به فرد آغاز نموده است. وی از معدود مؤلفانی است که بعد از حمد پروردگار عالم و نعت پیامبر اعظم، بدون ذکر نام سلطان یا ممدوحی کتابش را آغاز می نماید.
« ... طریق استخارت سپردم و اغراضی که به نفس میبازگشت از دل ستردم و به حکم استدعای تو اسعدک اللّه قیام کردم و بر تمام کردن مراد تو از این کتاب عزمی تمام کردم، و مر این را کشف المحجوب نام کردم، و مقصود تو معلوم گشت و سخن اندر غرض تو در این کتاب مقسوم گشت و من از خداوند تعالی استعانت خواهم و توفیق اندر اتمام این کتاب، و از حول و قوت خود تبرا کنم اندر گفت و کردار و باللّه العونُ و التّوفیقُ». 6
وی این مقدمه موجز را در هفت فصل کوتاه شرح میدهد و محصول آن همان دیباچۀ شیوا و جامعی است که خواننده را به مطالعۀ این کتاب بیش از پیش ترغیب می نماید. هجویری از آن زمان، حقوق و امتیازات مؤلف را می -شناسد و به نکویی مشخص می¬سازد و در فصل اول این دیباچه، با درایتی خاص موارد مهمی را بازگو می¬نماید تا سر مشق آیندگان باشد.
« چون جهلۀ این علم کتابی نو بینند که نام مصنف آن به چند جای بر آن مثبت نباشد، نسبت آن کتاب به خود کنند، و مقصود مصنف از آن برنیاید؛ که مراد از جمع و تألیف و تصنیف بجز آن نباشد که نام مصنف بدان کتاب زنده باشدو خوانندگان و متعلمان، وی را دعای خیر گویند». 7
و در فصول بعد با شرح آن مقدمۀ کوتاه ، خواننده را با تمام زوایای افکار خویش آشنا می سازد و صادقانه همه چیز را با او در میان می گذارد. این ویژگی، اهل مطالعه را مطمئن تر ساخته و دور نمای آن چه را که می خواهد بخواند و بداند روشنتر می بیند.
«و آنچه گفتم که: «مر این کتاب را کشف المحجوب نام کردم»، مراد آن بود که تا نام کتاب ناطق باشد بر آنچه اندر کتاب است مر گروهی را که بصیرت بود، چون نام کتاب بشنوند، دانند که مراد از آن چه بوده است...» 8
هجویری بعد از دیباچه، فصل های را در تثبیت علم،توضیح فقر، شرح تصوف، لباس فقر، اختلاف فقر و صفوه و توجیه شیوۀ «ملامت»، با توضیحات لازم آورده است. « تصوّف امروز نامی است بی حقیقت و پیش از این حقیقتی بود بی اسم؛ یعنی اندر وقت صحابه و سلف این اسم نبود و معنی اندر هر کسی موجود بود و اکنون اسم هست و معنی نی؛ یعنی معاملت معروف بود و دعوی مجهول، اکنون دعوی معروف شد و معاملت مجهول». 9
این کتاب هم تذکره است و هم تذکر؛ گرچه هجویری در تألیف این کتاب قصد آن ندارد که مشخصاً تذکره ی را تدوین نماید؛ اما او در بحث میانی کتاب خود، نزدیک به یکصد تن از حقیقت جویان واهل معرفت را از دید عرفانی می شناساند و این شناخت ومعرفی، می تواند اطلاق نام تذکره را بر آن کتاب ممکن سازد. هجویری درکشف المحجوب به ذکر نام و معرفی کسانی که به تعبیر وی از عرفا محسوب می گردند؛ شامل خلفا، ائمه، صحابی، تابعین و متصوفین پرداخته و زندگانی ایشان را از منظر معرفت به نظاره نشسته است؛ چنان چه خود گوید: « اکنون طرفی یاد کنیم از احوال ائمۀ ایشان از صحابه که پیشرو ایشان بودند اندر معاملات، و قُدوۀ ایشان اندر انفسا و قُواد ایشان اندر احوال، از پس انبیا از سابقان اولین از مهاجر و انصار رضوان اللّه علیهم تا تأکیدی بود مر اثبات مراد ترا، ان شاء اللّه، عزّ و جلّ». 10
صاحب کتاب کشف¬المحجوب، بزرگان دین محمدی را پیشگامان طریقت راستین می داند و به همین سبب در خصوص مرتبه و جایگاه پیامبر اکرم می¬گوید: و رسول (صل الله علیه و سلم) که مقتدا و امام اهل حقایق بود و پیشرو محبان...). 11
هجویری با سرمشق قرار دادن حضرت پیامبر، در این قسمت از کتاب خود، ابتدا خلفای راشدین را یکی پی دیگری معرفی می¬دارد و برجستگی های معنوی ایشان را به صفت خطوط اساسی معرفت، شرح می دهد. سپس پنج تن از ائمۀ اهل بیت را که شامل حسن بن علی(رض)، حسین بن علی(رض)، علی بن حسین (رض)، محمد بن علی (رض) و جعفر بن محمد (رض) می گردد توصیف نموده است. هجویری در ادامه به ذکر اسامی 21 تن از صحابی جلیل¬القدر حضرت پیامبر اکرم، تحت عنوان «اهل صفه» پرداخته و آنان را مهیای عبادت و دست شسته از دنیا می داند. حضرت بلال، سلمان پارسی، ابو عبیدۀ جراح، عمار بن یاسر و عبدالله ابن مسعود ( رضی¬الله عنهما) از آن جمله اند. و بعد از آن پنج شخصیت برجسته تابعین را که اویس قرنی، هرم عبدی، حسن بصری، سعید مسیب و حبیب فارسی می¬باشند تا حد لزوم معرفی می نماید. هجویری در بخش، شناسایی عرفای دیگر و چهره های مطرح، از اوایل اسلام تا زمان خودش را تحت نام «اتباع تابعین» بیان نموده و با معرفی شخصیت های مانند امام ابو حنیفه، فضیل بن عیاض، ذوالنون مصری، ابراهیم ادهم، بشر بن حارث، امام مالک، امام احمد حنبل، زکریای رازی، حسین بن منصور حلاج تا ابو احمد المظفر که معاصرش می باشد، نشان میدهد که مسیر عرفان و تصوف در واقع همان راه صالحین و نزدیکان به شریعت اسلامی است.
هجویری در ادامه به ذکر اسامی متصوفانی از شام و عراق و فارس و خراسان و امثالهم بسنده می¬کند.
« و اگر جمله را برشمرم از اهل خراسان دشوار باشد و من سیصد کس دیدم اندر خراسان تنها که هر یک مشربی داشتند که یکی از آن اندر همه عالم بس بُوَد. و این جمله از آن است که آفتاب محبت و اقبال طریقت اندر طالع خراسان است». 12
وی همچنین در قسمت بعدی به معرفی دوازده فرقۀ تصوف و ذکر برخی ویژگی¬های آن ها می پردازد و نشان می دهد که تصوف از همان زمان، فرقه های متعددی داشته است.
« و پیش از این در ذکر ابوالحسن نوری رحمةاللّه علیه گفته بودم که ایشان دوازده گروهاند. دو از ایشان مردودند و ده مقبول». 13
فزقه های محاسبه، قصاریه، طیفوریه، جنیدیه، نوریه، سهلیه، حکیمیه، خرازیه، خفیفیه و سیاریه، ده گروهی اند که هجویری به معرفی و شرح دیدگاه های آنها پرداخته و در ادامه از دو گروه مطرود به نامهای حلمان و فارس زیر نام فرقۀ حلولیه نام برده و یاد آور می شود که گروه «حلمان» خود را منسوب به ابوحلمان دمشقی و گروه فارس نسبت گفتار خویش به «فارس» کنند و گویند که این مذهب حسین بن منصور حلاج است: « و من که علی بن عثمان الجلابیام، میگویم: من ندانم که فارِس و ابوحُلمان که بودند و چه گفتند اما هرکه قائل باشد به مقالتی به خلاف توحید و تحقیق، وی را اندر دین هیچ نصیب نباشد و چون دین که اصل است مستحکم نبود، تصوّف که نتیجه و فرع است اولی تر که با خلل باشد؛ از آن که اظهار کرامات و کشف آیات جز بر اهل دین و توحید صورت نگیرد». 14
این بخش کتاب که در واقع همان بخش تاریخی یا تذکره گونه ی کشف المحجوب است که بیش از یکصد و هفتاد صفحه، یعنی در حد نیمی از کتاب را در بر گرفته و مزایای لازم را درشناخت افراد و فرقه های معرفی شده دارد. از این رو، یادآوری از این اثر تاریخی – ادبی، به عنوان تذکره حرفی به گزاف نخواهد بود.
و اما این کتاب تذکّر نیز می باشد. از آن جایی که توضیحات هجویری در شرح حالات مختلف یک صوفی کامل بوده و از نظر شیوۀ بیان جامع افراد و مانع اغیار می باشد و مزید بر آن، نکته های مهم و دقیقی نیز پیرامون تصوف در بر دارد؛ با کمال اطمینان می¬توان گفت که تمامی مباحث اولیه و توضیحات اخیر کتاب، تذکّراتی است که هجویری منحیث مباحث تدریسی و آموزه¬های تعلیمی برای رهروان و علاقمندان عرفان و تصوف مطرح نموده است. هجویری تذکرات خویش را در قالب مباحث علمی و در بیانی شیوا ارائه می¬دهد. وی در همه جا سخن را در پاسخ به پرسش همان دوستش سعید هجویری اظهار می¬دارد: «اکنون من کشف حجاب ابواب معاملات و حقایق اهل تصوّف با براهین ظاهر اندر این کتاب بیان کنم تا طریق دانستن مقصود بر تو آسان گردد و از منکران آن را که بصیرتی بود به راه آید و مرا بدین دعا و ثوابی باشد، ان شاء اللّه، تعالی». 15
چنان که گفته آمد هجویری در قسمت اخیر کتاب، تذکرات پاسخگونه اش را «کشف¬حجاب» نام نهاده و هر یک از مفاهیم: معرفت، توحید، ایمان، طهارت، نماز، زکات، روزه، حج، صحبت، منطق و سماع را در 11 کشف، بیان نموده و نشان می¬دهد که اسم با مسمای را بر کتاب خویش برگزیده است. وی هر یک از این بخشها را چنین می¬آورد: «کشف الاول فی معرفة الله تعالی» و ... در نهایت به سبب ذکر پیشوند «کشف» در مجموعۀ عنوان های یادشده، این کتاب را به کشف¬المحجوب مسما می سازد.
هجویری در آخرین کشف حجابی که در بخش سماع و انواع آن دارد- مانند همه بخشها- تذکرات خویش را با شفافیت تمام اظهار می¬دارد. وی در این قسمت، رقص را مردود دانسته و برداشت از حرکات خاص صوفیان را بدور از حرکاتی میداند که در رقص ها معمول بوده است. هجویری اعتدال در سماع را نکو دانسته و شرایط ویژه¬یی را برای انجام آن تذکر میدهد.
« بدان که شرط ادب سماع آن است که تا نیاید نکنی و مر آن را عادت نسازی دیر به دیر کنی تا تعظیم آن ازدل بنشود و باید تا چون سماع کنی پیری آنجا حاضر باشد و جایی از عوام خالی و قوال بحرمت و دل از اشغال خالی و طبع از لهو نفور و تکلف از میان برداشته». 16 این طرز گفتار، طرز گفتار توضیحی نیست. لحن گفتار هجویری اگر آمرانه نباشد، قطعاً تذکّر گونه، به مفهوم حقوقی آن خواهد بود و به همین سبب تمامی متن کتاب هجویری مانند تذکّرات تأکیدیی است که حد اقل یک معلم، شاگرد یا شاگردانش به همین طریق مخاطب قرار می¬دهد.
به هر حال، این کتاب چندین بار در نقاط مختلف به چاپ رسیده است و نسخه های متعدد خطی آن در کتابخانه های معتبر جهان موجود است. گفته می شود که بهترین چاپ آن در سال 1926م به اهتمام ژوکوفسکی در لینینگراد بوده است. در این اواخر مکمل ترین چاپ این کتاب با تصحیح دکتر محمود عابدی، توسط انتشارات سروش در تهران صورت گرفته است.
از آن جایی که فریدالدین عطار در تذکرة¬الاولیأ و مولانا عبدالرحمن جامی در نفحات الانس به صورت تمام و کمال از کشف المحجوب هجویری استفاده نموده اند؛ مسلم است که شناخت تصوف اسلامی، بدون مطالعۀ کشف المحجوب در هر حدی که باشد، نا کافی و نارسا خواهد بود.

پی¬نوشتها:
1. سهم افغانستان در انتقال فرهنگ آسیای میانه، علامه حبیبی، نشر مرکز تحقیقات علامه حبیبی، 1381هـ، ص 36
2. کشف المحجوب، چاپ کشمیری بازار لاهور، ص 16
3. کشف المحجوب، چاپ مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، اسلام آباد، ص 54
4. اصل این كتاب به عربی و تألیف ابوبكر بن ابواسحق محمد بن ابراهیم بن یعقوب بخاری كلاباذی (متوفی بسال 380) و موسومست به التعرف لمذهب التصوّف كه از قدیم الایام میان مشایخ صوفیه شهرت داشته و درباره‌ی آن گفته‌اند «لو لا التعرّف لما عُرِفَ التصوّف». بسبب همین اهمیت كتاب تعرف چندبار شرح شده و از آن جمله است شرح امام ابوابراهیم اسمعیل بن محمدبن عبدالله المستملی البخاری (متوفی بسال 434) به فارسی/ سایت آریانیکا
5. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر: کاظم م بجنوردی، تهران، انتشارات وزارت ف ا ا ، چاپ اول، 1381، ج14، ص716
6. کشف المحجوب، چاپ کشمیری بازار لاهور، ص 2
7. همان، ص 2
8. همان، ص 4
9. کشف المحجوب، چاپ مرکز تحقیقات فارسی ایران و پاکستان، اسلام آباد، ص 36
10. همان، ص 56
11. همان، ص 50 همان، ص 155
12. همان، ص 156
13. همان، ص 230-231
14. همان، ص 235
15. همان، ص 366