مقاله ها -
شعر ها -
معرفی کتاب -
مطالب دیگر -
آرشیو مطالب -
August 2014
July 2014
May 2014
April 2014
February 2014
September 2013
August 2013
May 2013
March 2012
February 2012
December 2011
November 2011
September 2011
August 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
January 2010
June 2005
October 2004
June 2004
April 2004
August 2000
پیوندها -
محمد آصف فکرت
عبدالله سمندر غوریانی
پیوند عمر
دکتر اسدالله حبیب
بی صدایی صدای دریاهاست
گلنار و آیینه
تاریخ و ادبیات
تا ساغری باقیست
حس مشترک
خراسانیات
محمد کاظم کاظمی
باغچار
کار کلمه
نورالله وثوق
و آفتاب نمی میرد...
شهرنوش
در خیابان های خواب و خاطره
July 24, 2010

برای گفتن حرفی لازم است
و برای حرف گفتنی
در جایی که گفتن است
حرفی نیست
و در جایی که حرف است
گفتنی نیست
جایی می خواهم که هر دو باهم باشد
آنجا کجاست
ناکجاآباد

July 9, 2010

تو یک پدیده ناگهانی
پیدا شدی و پنهان
تو آغاز یک پیدا بودی
و من نمی خواستم
این آغاز
آغاز یک پایان باشد
برای من

July 4, 2010

روزگار ، سرزمین عجیبی است
در ختان در جایی قلمچه اند
و در جایی تنومند
آدمها زمانی بچه اند
و زمانی برومند
گاهی در جایی
و لختی در جایی دیگر
هستی برای همگان یکسان نیست
هم نوسان افقی دارد
وهم تفاوت عمودی
ناچار باید احساسم را دونیمه کنم
حیف که تیغ ، دستخطم به مانند نوشتار تو
روان نیست
ورنه عقلم را
و قلبم را
دو نیمه می کردم
و خط می کشیدم
که در کجای کارم؟
پس دو دستم را به تقدیر می سپارم
تا دستبند بزند
هر جا که بودم
هر چی که شد
...


July 3, 2010

آزمون سختی بود
من می خواستم پاسخ آخر را بنویسم
در یک نقطه
در وسط صفحه
اما تو نوشتی
در دو نقطه
در حاشیه
و چه زیبا
کاش تو هم یک نقطه را انتخاب می کردی
با یک سکوت ممتد
نه ...
انگار
زنگ پایان به صدا درآمده بود