مقاله ها -
شعر ها -
معرفی کتاب -
مطالب دیگر -
آرشیو مطالب -
August 2014
July 2014
May 2014
April 2014
February 2014
September 2013
August 2013
May 2013
March 2012
February 2012
December 2011
November 2011
September 2011
August 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
January 2010
June 2005
October 2004
June 2004
April 2004
August 2000
پیوندها -
محمد آصف فکرت
عبدالله سمندر غوریانی
پیوند عمر
دکتر اسدالله حبیب
بی صدایی صدای دریاهاست
گلنار و آیینه
تاریخ و ادبیات
تا ساغری باقیست
حس مشترک
خراسانیات
محمد کاظم کاظمی
باغچار
کار کلمه
نورالله وثوق
و آفتاب نمی میرد...
شهرنوش
در خیابان های خواب و خاطره
June 26, 2010

بر بود من نبود تو باور نمی شود
هر بود با نبود برابر نمی شود
تا بوده ای خیال من از بودنت نبود
آن بوده در خیال مصور نمی شود
رفتی و قدر رفتنت از من دریغ شد
تقدیر رفته باز مقدر نمی شود
آن سر که سرور سر ما بود می سرود
هر سر که بر سر است به ما سر نمی شود
دارا و کیقباد و خشایار و اردشیر
با هر چه رستم است، سکندر نمی شود
با این قیام کوی تو گویی قیامت است
صحرای حشر اینهمه محشر نمی شود
تنهایی و سکوت به ما همچو باور است
جز رفتنت که بر همه باور نمی شود