مقاله ها -
شعر ها -
معرفی کتاب -
مطالب دیگر -
آرشیو مطالب -
August 2014
July 2014
May 2014
April 2014
February 2014
September 2013
August 2013
May 2013
March 2012
February 2012
December 2011
November 2011
September 2011
August 2011
January 2011
December 2010
November 2010
October 2010
September 2010
August 2010
July 2010
June 2010
May 2010
April 2010
January 2010
June 2005
October 2004
June 2004
April 2004
August 2000
پیوندها -
محمد آصف فکرت
عبدالله سمندر غوریانی
پیوند عمر
دکتر اسدالله حبیب
بی صدایی صدای دریاهاست
گلنار و آیینه
تاریخ و ادبیات
تا ساغری باقیست
حس مشترک
خراسانیات
محمد کاظم کاظمی
باغچار
کار کلمه
نورالله وثوق
و آفتاب نمی میرد...
شهرنوش
در خیابان های خواب و خاطره
June 1, 2005

تا که افسانهء ما بود فسونش کردند
بی زبان بود زبانی که زبونش کردند
تازگی داشت به ما چهرۀ دیرینۀ ما
محو گمنامی اعصار و قرونش کردند
شعلۀ آتش تفریق میان من وتو
کم نما بود به یکباره فزونش کردند
مگر این بچهء آدم زهوا آمده بود
که لب خشک ز فردوس برونش کردند
هرچه ما رشته نمودیم به بازار خرد
دیگران پنبه به صحرای جنونش کردند
آنچه فرزانگی از مهد ادب حاصل شد
یادگاریست که در قید متونش کردند
آن حکایت که ز احوال زمان دی می گفت
پایمال هوس پار و کنونش کردند
آنکه خونست تنش ، بسته به خونست تنش
عجبی نیست اگر غرقه بخونش کردند